در "عجیب" بودن
فرض کنید یک آقا با شلوار کرم، کت (نمی دانم چه رنگی) بین خاکستری و قهوه ای! و سبیل و موهای نسبتا بلند سفید و خالی در پشت سر و ریش سه تیغه شده با عینک و کمی اخمو وارد شود. کلاسر چرمی قهوه ای که تقریبا منسوخ شده دارد با کلی ماژیک. و بعد مُهرش را از جیب داخل کتش در آورد روی میز بگذارد و به سمت تخته بچرخد قبل از شروع زیر لب چیزی با خود بگوید که فقط تو که جلو نشسته ای می شنوی -بسم الله الرحمن الرحیم-
بعد از اینکه نام خودش و کلاسش را نوشت: "ج/کلاس فنی 1" بچرخد بگوید:"اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم" بعد به جای شروع درس بگوید: خانم ها یه کم بدجور نشستن معمول اینه که خانمها یه سمت بشینن آقایون یه سمت ولی آموزشگاه فقط بلده پول بگیره دیگه با این چیزا کار نداره"
البته برای بقیه هم احتمالا مثل آقای جیم مهم نیست که چرا خانم ها بدجور نشسته اند نه آقایان؟
آقای جیم دوباره می گوید: "اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم" و قبل از اینکه شروع کند به درس دادن می گوید "خیلی زشت است که وقتی کسی سوال می پرسد عده ای بنشینند و پوزخند بزنند."
او اصرار دارد که مفید و متناسب با هر سطح سوادی حرف می زند -هرچند که من قبول نداشته باشم. او کلمات را خیلی باحال تلفظ می کن. مخصوصا "نت برداشتن" را. "نت" را کشیده می گوید شبیه انگلیسی زبان ها. حرفهای تیتر وار که می زند می گوید: "...که دلیلشم می گیم براتون"؛ هر بار درست مثل قبل. و هیچ حرفی را دوبار نمی گوید مگر اینکه کاملا مانند هم باشند. مثلا: "بازشدن شیر آب زیر رادیاتور و یا شکستن" و هیچ بار نمی گوید "باز شدن و یا شکستن شیر آب زیر رادیاتور"
همیشه می گوید: "پسرجان" و نمی توانستم تصور کنم اینقدر زیر بخندد یا وقتی با یک عدد "پسرجان" کل کل می کند لهجه بگیرد وحشتناااک.
آقای جیم به رفتارهای عجیبش ادامه می دهد با اینکه از او انتظار نظم دارم اولین کلمه ای که پای تخته می نویسد در سمت چپ و با شیب زیادی مورب است -تقریبا عمودی-
در انتهای کلاس موقع حضورغیاب صدا می زند "آقا حمید...میرترابی" یا "آقای هدایت...آقا داوود" و حتی با نام پدر گهگاه. و برگه خانم ها را جدا می کند فقط. در آخر به آقایان می گوید بروند و آنها سریعا خیز برمی دارند -من اگر جای آن ها بودم حتما کنجکاو می شدم با خانم ها چه کار دارد!
آقای جیم به ما می گوید: امتحان شفاهی است و من اول از آقایان می پرسم و وقتی آنها رفتند از شما می پرسم! و بعد حضور ما را می زند.
آقای جیم بی شک تکرار نشدنی است-مثل بقیه. مثل همه آدم هایی که هر روز می بینم و برای اینکه ببینم ساعتی پیاده روی می کنم یا کل شهر را با اتوبوس دور می زنم. مثل همه آنهایی که نفوذ در آن ها آرزوی محال من است و فانتزی ام حرف زدن با آن هاست و زمانی یک لیست داشتم که اینها را می نوشتم و بعد دیدم خیلی زیادتر از یک لیست خواهند بود.
آرزوی بزرگم شناختن و نوشتن است.
دورفلكي يكسره برمنهج عدل است خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل