آرمانشهر مثل گل کاشی
آیا این گل
که در خاک همه رویاهایم روییده بود
کودک دیرین را می شناخت
و یا تنها من بودم که در او چکیده بودم،
گم شده بودم؟
گل کاشی-سهراب سپهری
مشکل از دید آرمانی منه. این که دنیای اطرافم رو آرمانشهری می بینم که مردمش پاک، ساده، صمیمی و خوشبین هستن و دوست دارند از هم بیاموزند، با هم، با محبت، با همکاری زندگی کنن. آدمای دیگه هم وجود دارن اما انگار خیلی دورن؛ نمی بینمشون.

مشکل از منه. اما دوس ندارم اصلاح شم. خودمو اینجوری دوست دارم. این اون "آدمای دیگه" اند که دوستشون ندارم. گهگاه میان سر میزنن به من. لطف دارن اما خواهش می کنم که برن. برگردن به "دور". به دنیای خودشون.
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:49 توسط فلک پیما
|
دورفلكي يكسره برمنهج عدل است خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل